مقاله حاضر در خصوص عملیات‌های کربلای 4 و کربلای 5 با هدف تبیین وقایع و بیان این نکته که عملیات کربلای 4 تسهیل‌بخش عملیات بزرگ و سرنوشت‌ساز عملیات کربلای 5 بوده که اصلی‌ترین نتیجۀ عملیات موفق و پیروزمندانۀ فوق، تغییر شرایط در جنگ به نفع ایران بود. شکست عراق بیش از آنکه یک شکست به شمار آید، قابلیت نظامی این کشور و کشورهایی که کمک کارشناسی و نظامی کرده بودند را در پردۀ ابهام قرار داد. روزنامه آبزرور چاپ پاریس به نقل از کارشناسان غربی نوشت:

«برای اولین‌بار از آغاز جنگ تاکنون، ناظران و کارشناسان غربی در مورد امکانات دفاعی عراق دچار تردید شده‌اند».

به همین دلیل پس از عملیات کربلای 5، امریکا از طریق شورای امنیت سازمان ملل و هماهنگی با شوروی درصدد برآمد که به جنگ ایران و عراق پایان دهد و هدف اصلی این اقدام، ممانعت از پیروزی جمهوری اسلامی ایران بود. واینبرگر وزیر دفاع امریکا در مورد مخالفت با پیروزی ایران در جنگ بیان می‌دارد:

«امریکا نمی‌خواهد که ایران در جنگ با عراق برنده شود. کوشش در راه برقراری پیوند با عوامل میانه‌رو در ایران توهم‌آمیز است».

سرانجام پیروزی ایران در این عملیات، منجر به تصویب قطعنامه 598 در شورای امنیت شد.

به همین خاصر مقاله حاضر در راستای بیان وقایع و تبیین عملیات پیروزمندانه کربلای 5 به رشته تحریر درآمده است.

نکتۀ مهم و نهایی اینکه کربلای 5 بدون کربلای 4 معنا و مفهوم ندارد و تفکیک آن‌ها غیرممکن است. در کربلای 5 می‌شود گفت خداوند به واسطۀ یک سختی، یک راه جدیدی را برای ما باز کرد؛ یعنی اگر اتفاق کربلای 4 نمی‌افتاد، دشمن غافل نمی‌شد و رزمندگان ایرانی نمی‌توانستند دشمن را در زمین و زمان غافل کنند. بنابراین، عملیات کربلای 5 ادامۀ عملیات کربلای 4 است.

در این عملیات، فرماندهی سپاه نشان داد که با درایت، هوشیاری، بینش و بصیرت می‌توان از شکست‌ها درس آموخت و آن را پله‌ای برای پیروزی قرار داد.